تبليغاتX
دل نوشته ها
 


هر چی آرزوی خوبه مال تو


هر چی که خاطره داری مال من


اون روزای عاشقانه مال تو


این شبهای بی قراری مال من


منم و حسرت با تو ما شدن


توئی و بدون من رها شدن


آخر غربت دنیاست مگه نه


اول دو راهی آشنا شدن


تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود


دل تو شکسته بودن همه ی قصه همین بود


میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا


اما بیدارم و بی تو تنهای تنها


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 0:53  توسط هیوا 

 

برای آخرین بار خدا کنه بباره


تو این شب کویری یه قطره از ستاره


همیشه بودی و من تو رو ندیدم انگار


بگو بگو که هستی برای آخرین بار


وقتی دوری تنهایی نزدیکه


 قلبم بی تو میترسه تاریکه


چه لحظه ها که بی تو یکی یکی گذشتن


عمرم و بردن و اما یه لحظه بر نگشتن


تو چشم من نگاه کن منو به گریه نسپار


حالا که با تو هستم برای اولین بار

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 0:23  توسط هیوا