خیلی کمه خوب میدونم فرصت تقدیره دیگه
برو ولی اینو بدون دلم همش بارونیه
چشمای خستمو ببین مدتیه زندونیه
عطر نفسهات بد جوری چشمام و گریون میکنه
کاش بدونی رفتن تو عشقمو ویرون میکنه
کاش بدونی با رفتنت آرزوهام هدر میشه
کاش بدونی با رفتنت دله که در به در میشه
کاش بدونی این غصه ها بغضا تمومی ندارن
کاش بدونی با رفتنت با خیلی ها کم میارم
کاش بدونی غربت من ویرونیه یه خواستنه
کاش می دونستی همیشه فرصت چشمام چه کمه
کاش میدونستی دل من پرپر و غصه دار شده
با رفتنت حرف دلم مثل یه شعر ناب شده
کاشکی میشد داد بزنم خدا جونم بسه دیگه
اما شبه خوب میدونم تاریکی محضه دیگه
خدا جونم دلش چی شد فرشته هات کجا بودن
خدا جونم خسته شدم حاجت دستام چی شدن
تو تاریکی نیاز اون سکوت لبهام چی شدن
خدا جونم من خسته ام خسته از این روزای سرد
کاشکی میشد داد بزنم بهار اومد با کوه درد
کاشکی نره یا بدونه فرصت من خیلی کمه
یه عالمه غصه دارم این زندگی تلخ دیگه
کاش میدونستی چشم من قربونی صداقته
هر کی تا آخرش باشه حتما یه بی عدالته
هر کی تا آخرش باشه خائنه این خیانته
فرصت دستامو بده اینا همش یه حاجته
باشه به چشمات نمیگم غصه داره زیاد میشه
برو ولی اینو بدون که عمر من تباه میشه
برو ولی یه بار بزار دست چشاتو بگیرم
میخوام بدونم واسه چی غصه هامو میخریدن
کاش بدونی دلم شکست پرپر شدم کوه غمم
کاش میدونستی که منم اسیر صد تا ماتمم
کاش بدونی حق چشام گریه و بارون نبودن
باشه برو (داد میزنی؟؟؟؟؟)شاید که لایق نبودن
برو ولی دلم داره تو سینه پرپر میزنه
من بسمه خوب میدونم فرصت تقدیرم کمه
واسه اونائی که متولد اردیبهشت هستن ![]()
حال و هوای بهار بیشتر اردیبهشتیه به هر حال خرداد هم میاد و تموم میشه
بعد از اون هم ماه سرنوشت ساز( تیر) امتحان کنکور
از الانم که استرس
بازار داغ سوالای کنکور تست قرمز آبی...
.هیچ بحثی راجع به کنکور ندارم الان
فقط به همه ی اونایی که آماده شدن یا حتی قصد دارن آماده شن یا کم کم در حال آماده شدن هستن
یا هیچکدام....
میگم که امیدتونو از دست ندین حدود 40 روز دیگه وقته واسه بعضیها
هم 55 روز پس حتی قدر ثانیه ها رو هم بدونید و یه کم همت و تلاش امیدوارم که به هدفتون
برسید و نتیجه ی تلاشتون هر چند کم ببینید( البته میدونم الان میگید تو که لالایی بلدی بگیر بخواب)
ولی ..... ![]()
دل آدمها به اندازه حرف هاشون بزرگ نيست ولي
حرفي که از ته دل باشه مي تونه آدم بزرگي بسازه
و در آخر هم از همه ی شما دوستای قاصدک ممنونم که همراه ما بودین![]()
............
حرفای دلمو تقدیم میکنم به (اونی که خودش میدونه)کسی که دلم واسه غربت چشمهاش تنگه
بی قرار روزهای بودنت در حجم سبز ثانیه ها در تبلور احساس و امید .
امید رسیدن به رویای خوب
زیستن با هم و در کنار هم هنوزم بی قرارم بی قرار حرفهایت که فقط دل صبور
مرا کم داشت در آن لحظه ها سنگ صبورت شدم تا سنگ صبورم شوی
با تو ماندم تا با من بمانی
گذر ثانیه ها حس نشد چون باورش سخت بود وقتی عقربه ی ساعت طبق روال
همیشه چرخید و زمان تمام شد گیج و مبهوت گذر ثانیه ها شدیم
چقدر زود گذشت خیلی زودتر از آنکه باور کنیم
دلتنگم دلتنگ عطر نفسهایت دلتنگ باران نگاهت در اوج ثانیه های سبز
دلتنگ دستهای مهربانت دلتنگ غرور قشنگت
که به من یاد داد برای هر چیز اصرار کردن به هر کس معنایی ندارد
دلتنگم دلتنگ حرفهایی که امیدوارم میکرد که یادم بماند خواستن توانستن است
دوستت دارم به اندازه ی تک تک واژه هایی که با آن میتوان اندازه ی عشق را بیان کرد
دوستت دارم به اندازه ی وسعت چشمانت چشمانی که دلتنگ غربتش شدم
غربتی عمیق که با دل آشنای من غریبه نیست
دوستت دارم تا ابد...........
