اول سلام امیدوارم حالتون خوب باشه .میخواستم بدونم شما از کدوم گروه ادما هستین جدی شوخ مسخره ....یا متکلم وحده؟همه جورشو من
سراغ دارم ...نه جای دوری نمیرم از خونه ی خودمون شروع میکنم قابل ذ کره دو سه هفته میشه یه مسا له ی عاطفی پیش اومده حالم گرفته هستش ولی
من هیوا وعلیرضا از اون تریپ ادمایی هستیم که به سوراخ دیوار میخندیم واسه خندوندن هم از هیچی دریغ نمیکنیم نمونه ش علیرضا اومد دید منو هیوا
کشتی هامون رو برق گرفته حال من یکی بد جور گرفته بود بچه مون بیچاره خودشو قلقلک میکرد ما بخندیم خندوندن هیوا کار نداره خداییش
ولی من نه...خلاصه پرسید نازنین ساعت چنده؟من فقط نگاش میکردم پرسید هیوا ساعت چنده؟هیوا محل نذاشت یه دفعه گوشی رو بر داشت
پرسید 119 چنده؟هیوا خندید علیرضا قاطی کرده بود گفت می خوام زنگ بزنم 118 بپرسم ساعت چنده من که تا اون لحظه به قول هیوا مرده
بودم گفتم علیرضا پایه ام اساسی خلاصه خط تلفن ما یه طرفه بود ما یادمون نبود ولی شماره های ضروری رو میشد گرفت خلاصه زنگ زد 118
یه خانم برداشت علیرضا گفت الو سلام ساعت چنده؟خانمه گفت چی؟علیرضا تکرار کرد خانمه گفت منزل کی؟علیرضا گفت ساعت ساعت
ساعت خانمه تعجب کرده بود من از خنده مرده بودم خانمه گفت 5:30 ولی ساعت 6 بود خانمه قاطی کرده بود یا بهتر بگم تعجب من معتقدم ادمای دورو برمون
خیلی رو ما تاثیر میزارن و هنرمند واقعی اونه که بتونه یه جماعت رو بخندونه اما نه به هر طریقی واین مهمه که روش خندوندنو بلد باشیم
در ضمن اگه بلد نیستین بخندونین فدای سرتون لااقل ادمو گریه نندازین منظورم اینه که خود خواه نباشین یعنی چی تو وقتی ناراحتی همه رو ناراحت
میکنی خودخواه خداییش من خودم اینجوری ام وقتی ناراحتم عالم و ادم باید بدونن من اصلا شوخی پذیر نیستم اصلا من یه جور خاصی ام به قول
المیرا اصلا احساس ندارم دقیقا شبیه پسرام کم پیش میاد دلم واسه کسی تنگ بشه یا کسی رو از ته دل دوست داشته باشم ولی واسه نشوندن یه
لبخند رو لب بقیه از هیچی دریغ نمیکنم .امیدوارم شما از اون دسته ادم هایی باشین که بقیه از دوستی با شما لذت ببرن نمونش معلوم هنردوست خودمون
قابل توجه بچه های مجله ولی کیه که قدر بدونه در ضمن جا داره از استاد عزیزم تشکر کنم امیدوارم همیشه لبتون خندون باشه و دلتون سبز
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 12:17 توسط نازنین
|
میدونم تا حالا دیگه حتما شنیدین که ناصر عبدالهی غزل خداحافظی و سر داد نمیدونم چی بگم از کی گله داشته باشم.....فقط میگم واسه چی ما فقط مرده پرستیم تا کسی میمیره فورا به سرعت برق و باد میریم سراغش ادعامون میشه که میشناختیمشو....همین کسی که ادعاش میشه که هنر .........وای از دست این جماعت......به هر حال الان که فقط میتونیم بگیم خدا رحمتش کنه ولی چرا وقتی هستند ......و الانم افسوس بخوریم یه چیز دیگه هم به این آدمهای ابلهی که همش بلدن بعد از مرگ کسی واسش پرونده بسازنو مرگشو به همه جیز ربط بدن بگم حماقتتون واقعا شک بر انگیزه که شما واقعا احمقید یا تظاهر میکنید که از احمق احمق ترین پس خواهشا خفه شین تا بیشتر از این .........ودر آخر میگم روحش شاد و یادش گرامی میتونید مطالب بیشتری در مورد این هنرمند رو در این وبلاگ مشاهده کنید www.aliahmadinia.persianblog.com
میخوام از شما بخونم شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها از همیشه تاهمیشه
دستاتونو هدیه کردین به نگاه سرد ماها
.............................................
دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنه ی کفش فرار و ور کشید آستین همت و بالا زد و رفت
یه دفعه بچه شدو تنگ غروب سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوا زده و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد نامه ی فرداها رو تا زدو رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوا زدو رفت
دل من یه روز به دریا زدو رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زدو رفت
هوای تازه دلش می خواست ولی آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی میگشت خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
.......................................
همه نقاشی شدیم با دستای تو مهربون
دو تا رو با هم کشیدی یکی و بی هم زبون
به یکی نونوائی دادی به یکی یه لقمه نون
به یکی صد تا نشونه یکی بی نام و نشون
به یکی قصر طلائی به یکی گوشه پارک
یکی دوتا چتر داره یکی مونده زیر بارون
بالای نقاشیتو دادی به هر کی پول داره
ولی با این همه پول هیشکی محبت نداره
پائین نقاشیتم درسته پولی ندارن
اما چهره ی اونا عشق و به یادم میاره
ای خدا کاری بکن از آدمهای نقاشیت
یکی هم پیدا بشه بذر محبت بکاره .
...........................................

+
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 11:47 توسط هیوا
|
+
نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 12:41 توسط حمید
|
+
نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 12:0 توسط حمید
|